الشيخ محمد تقي القمي ( مترجم : محمد مقدس )

42

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى )

" المهدي و المهدوية " نوشته يكى از نويسندگانى كه در همان مجله قلم مىزد ، مىپردازد و شيوهء بحث و استدلال وى را نمىپسندد و برآن‌است كه مصلحت عاليهء مسلمانان در آن رعايت نشده است . مىنويسد : « مسئله به آن اندازه كه مسئلهء اصول است ، مسئله خود كتاب نيست ، يك سرى مصلحت‌هاى عاليهء اسلامى مطرح است كه يك نويسندهء اسلامى بايد در هر آنچه مىنويسد و تأليف مىكند ، در نظر بگيرد و حتى در هر كلمه‌اى كه به رشتهء تحرير درمىآورد ؛ البته با فرض در نظر گرفتن تمامى شرايط لازم براى بحث و پژوهش دقيق . گو اينكه به مصلحت خود نويسندگان نيز هست كه آگاهىهاى همه‌جانبه ميان مسلمانان و گرايش قدرتمند ايشان براى وحدت كلمه و نيز خشم و خروش آنان در برابر قلم‌هايى كه در پى تفرقه مجدد ميان آنهاست ، ناديده نگيرند . . . » « 1 » بدين‌گونه است كه مىبينيم اين ويژگى يعنى قاطعيت و سختى در مواضع ، به روشنى در شخصيت " آيت الله قمى " تجلى پيدا مىكند ؛ او نسبت به واقعيتى كه گاهى مستلزم ايستادگى در برابر هرآنچه به وحدت مسلمانان خدشه وارد مىآورد يا نفرت و كين‌توزى ميان بزرگان مذاهب اسلامى گوناگون را به دنبال داشته باشد ، با احساس مسئوليت كامل عمل مىكند . اين ، مزيت بسيار مهمى در شخصيت ايشان است كه او را به صورت آدم مناسب براى زمان مناسب و در پرتوشرايط دشوار وحساسى كه در آن‌زمان مسلمانان را فرا گرفته بود ، درمىآورد . 3 . ساده‌زيستى از ديگر ويژگىهاى " آيت الله قمى " ، زهد و پرهيزكارى و ساده زيستى فوق‌العاده‌اش در برخورد با نيازهاى زندگى است كه او را در رديف پيشتازان قرار

--> ( 1 ) . از مقاله‌اى به قلم " آيت الله قمى " در مجله " رسالهء الاسلام " ، شمارهء 14 ، سال چهارم ، آوريل 1952 / رجب 1371 . ق .